جهان سوم جاییست که محبت را "خریت" میدانند!


چهارشنبه سی ام اسفند 1391
سال 92
ناهید

سال نو مبارک


+ 9:2 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
پنجشنبه چهارم آبان 1391
الکنکورُ المُضخرفــه فی عندنا !
ناهید و سها

اگر امسال کنکوری هستید ؛

اگر در خانه آرامش ندارید،

اگر میترسید که در رشته مورد نظرتان قبول نشوید

اگر دچار افسردگی حاد شده اید!

اگر از این وضعیت ایجاد شده رنج میبرید،

اگر نگران چاقی و لاغری خود در این ایام هستید،

اگر از بقیه دوستان خود عقب افتاده اید و ساعات درسیان از همه کمتر است

اگر تراز قلمچی تان 3000 است و همه ی دروس را منفی زده اید....

اگر دچار خود عن پنداری شده اید!

ملاقاتی با نویسنده ی این وبلاگ داشته باشید:دی صد در صد تضمینی! :))

+ این روزها همه درباره ی قیمت دلار صوبت میکنن شوما چطور؟!:دی

+ پیروزی برادر آیت الله اوباما را به ملت ایران تبریک عرض میکنم:دی باشد که با افزایش تحریم ها

دهن ما را آسفالت کنند!

این وبلاگ برای مدت ها به روز نخواهد شد....

+ تیرماه سال 92 برمیگردیم.باشد که رستگار شویم!سال دیکه میام از تجربیات قبولیم میگم:دی

ومن الله توفیق!                                       

                          امضا : خانوم دکدر کنکوری! :دی

بعدن نوشت: 29 آذر 91: یـــــلـــدام مبارک :*


+ قالب عوض شد:دی


+ 3:25 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
پنجشنبه چهارم آبان 1391
مامان بزرگ

ناهید

مامان بزرگ دلم برات تنگ شده؛

برای قصه هات،

                               وقتی میشوندیمون رو زانوهات...

یادته به تک تکمون 200 تومن میدادی میرفتیم از سرکوچه نوشمک و بادکنک میخریدیم؟!

چقدر ذوق داشتیم....

دلم حتی واسه اون سماور کنج اتاق که همیشه قل قل میکرد هم تنگ شده!

دلم تنگ شده؛

برای خوابیدن تو حیاط، زیر آسمون پر ستاره ، که از ترس سوسک ها پتو رو تا روی سرم میکشیدم!

برای اون تلویزیون سیاه و سفید که همیشه خدا سر دیدن کارتون دعوامون میشد،

برای اون حوض آبی گوشه حیاط...

واسه اون شیرینی های عید که میپختی و ما یواشکی میخوردیمشون...!

آره دلم تنگ شده : )

+ خدایا مامان بزرگ اومده پیشت مراقبش باش!



+ 2:39 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391
سیاه سفید

ناهید

این روزها زنده گی ام

سیاه و سفید است ، برفکی!

مثل تلویزیون آر تی آی قدیمی....


- بی ربط نوشت:  فاحشه کسی است که در زندگیش از همخوابگی با بزغاله نگذشته است! اما

قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند! «صادق هدایت»

+ 11:53 قبل از ظهر یکی از ما دو تا!
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391
واقعی

ناهید

بخشی از دیالوگ :

ن.م: سلام خسته نباشید.

- سلام

ن.م: ببخشید چن وقته آب منطقه فلان شدتش کمه! حتی بعضی اوقات قطعه!

- خانوم سرم درد گرفته از بس از دیروز همه دارن زنگ میزنن!!!

ن.م: میخواین براتون قرص سردرد بفرستم؟؟! (با پوزخند)

- مال همه الان قعطه فقط مشکل شما نیست خانوم!

ن.م : اونوخ خودمونو با آفتابه باید بشوریم خو؟؟؟!!! :|

- خوبه شما آفتابه دارین بقیه اونم نداشتن (با خنده)

پی نوشت: مملکته داریم؟؟؟ ای گِل بگیرن این بی صاحابو! :|

+ با تچکر از مسئول اداره آب تهران بابت رسیدگیشون!!


+ 6:26 قبل از ظهر یکی از ما دو تا!
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391
کتابی به اختصار

ناهید

مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود!

مگذار که حتی آب دادن گل ها به عادت آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود!

عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛ پیوسته نو کردن

خواستنی است که خود، پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن!

تازگی ، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق. چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق

گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟

شنبه عادت آغاز است نه شروعی مدلل. عادت اراده را نابود میکند . عشق اوج خواستن

است، خواستن اوج اقتدار اراده. عادت ، بازداشت کارکرد اندیشه است.

هرگز چیزی به اندازه ی عادت نفرت انگیز نبوده است.

خودکارانه زیستن ، پایان انسانی زیستن است؛ عادت هر روز صبح زود برخاستن ، درست

سرساعت، سر دقیقه. سلامی به عادت نه از راه ارادت. چای به عادت. اداره. امضا .

اتوبوس . زنگ در. کتاب خواندن ؛ خرید به عادت. نمازت را هم ، هر روز با شعوری نو بخوان؛

با ارتباطی نو؛ با برداشتی نو.به آنچه میکنی بیندیش؛

عبادت چرا؟ سخن گفتن با آن نیروی لایزال ، چرا؟

عادت ، فرسودگی است و ماندگی و آب راکد. مرداب. تغییر بده! بندیش و جابه جا کن!

مگر هزار راه تو را به محل کارت نمیرساند؟ خب هرروز با اراده یکی از این همه راه را انتخاب

کن. کمی دور کمی نزدیک. کمی سخت ، کمی آسان.

بهار یک آغاز پرشکوه است، بهار بیش از آنکه حادثه ای در طبیعت باشد، حادثه ای است

در قلب آدمی.

 نادر ابراهیمی/ عاشقانه های آرام

+ با تشکر از آقای مدرنیته :)

+ این متن برای شرکت در مسابقه کتابی به اختصار نوشته شده است.

لدفن نظرات خود را درباره این متن و حستان را بگویید.

+ نظر خصوصی نگذارید باتشکر .

+ 6:10 قبل از ظهر یکی از ما دو تا!
شنبه سی و یکم تیر 1391
هیس...

ناهید

+ ترک صوتی (صدای بنده)


+ 3000 نفر رو تو تهران به جرم اعلام امام زمان بودن گرفتن!!!

+ یه لاک هایی اومده لاک اسلامی چین میزنه با آب میره واسه وضو !!!

+ 9:31 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
جمعه سی ام تیر 1391
خدایا شکرت!

ناهید

+ پل هوایی / عکاس : خودم!

+ 4:1 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391
شومال

ناهید

عاقا جا همه تون خالی یه سه چار روزی رفتیم شومال! بسی خوش گذشت!

لب ساحل و آتیش و صدای آب و.... از این بحث های رمانتیک بگذریم :D

با لباس رفته بودیم تو آب شلپ شولوپ تاوزه منو کول کرده بودن!:))

عاقا تو دریا همه باهم هفت هشت نفری میوفتادیم رو تیوپ بعد عملیات اول دو نفر میچرخوندنمون

بعد تکون میدادن یهو 180 درجه تیوپ رو برمیگردوندن تو آب! :D

یه دفه سرم رفت زیر آب کلی آب رفت تو دهنم یکی از بچه ها برگشت گفت من شاشیده بودم تو آب!:| 

جت اسکی و قایق موتوری هم سوار شدیم! خر کیف شدیم! :D

+ از وقتی رفتم دریا سوختم منم جزو نسل سوخته به حساب میام :D


عکاس : بنده !


برچسب‌ها: خاطرات
+ 4:54 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!
چهارشنبه چهاردهم تیر 1391

ناهید

عاقا همه شوماهایی که میاین اینجا میگن گشت ارشاد اله بله جیزه بده!

به شخصه وقتی دخدرتون  یا خاهرتون یا هرکس تون رو بگیرن! یکی میخابونین در گوشش! :|

شوماهایی که تو خیابون وقتی یه نفر رو میبینین که مانتوش تنگه یا رنگ مانتوش قرمزه یا آرایش

کرده میگین اه دخدره فلانه ! اینو ببین! لباسشو! :|

بعله شماها با این عقایدتون باعث میشین چیزی به اسم گشت ارشاد وجود داشته باشه!

لااقل سعی کنین وقتی گشت یکی از دوستاتون یا هرکی رو گرفت نرین سرکوفت بزنین بگین

بیا دیدی گفتم اینو نپوش! نع جلوی اونا درآین نه تو روی کسی که باهاتونه!

ینی مشکل مردم جامعه ی ما مانتوی کوتاهه منه؟؟؟!! با دیدنش تحریک میشین یا چی؟؟؟!! :|

+ خاستم بدونید که پوشیدن شلوار لی با چادر جرمه! و گشت میگیره ! باورتون نمیشه؟؟ امتحان کنین!

+ امروز تو ولیعصر زنه کشیدم کنار آستینامو داد پایین گفت دیگه این مانتو رو نمیپوشی! فقط یه

پوزخند زدم :D

+ پاساژ علاءالدین / گوشی سونی اریکسون اکسپریا / کادو خودم به خودم! :)

+ خیلی خیلی خوشحالم دلم میخاد برم دیوار و گاز بزنم! رسمن هیچی هم بلد نیستم فقط با نیش

باز زل زدم به گوشی :D

+ عاقا ولیعصر واسه این عید امام زمان اینا فله ای بستنی یخی لیمویی میدادن :دی



+ 8:20 بعد از ظهر یکی از ما دو تا!